97/04/23 0 دیدگاه 701 بازدید

نوشته شده توسط  مدیر 

مینیاتورایرانی
مینیاتور عثمانی
نگارگری
پژوهشگر:هما حسین زاده
استاد: جناب آقای رسول رضایی

 

آموزشگاه هنری رادین تبریز 

( ارائه دهنده مدرک بین المللی - طراحی - نقاشی - مجسمه سازی - گرافیک - مربیگری )

 

خرد نگارگری (یا مینیاتور با ریشهٔ لاتین minium/خاک سرخ، سرب قرمز)، به تصویری از تاریخ باستان یا دست‌نویس آراست‌های قرون وسطی گفته می‌شود؛ نمونه‌ای ساده که برای تزئین کتاب‌ها در آن دوران با کمک رنگ‌دانه‌های گرم تهیه می‌شد. به طور کلی از اوایل سده‌های میانه تا ورود به مرحله دوم، دورهٔ جدیدی آغاز کنندهٔ ریشه‌شناسی موشکافانه برای شناخت مفهوم کلی و رهایی از سردرگمی به وجود آمد و نتیجهٔ آن استفاده از این سبک در تصویرسازی‌های کوچک و مینیاتور چهره شد، هر چند که از زمان‌های دورتر نیز استفاده‌های کم و جزئی می‌شد. در میان ارو پاییان واژه ی مینیاتور به معنای در اندازه ی مدل کوچک عموما به تک چهره های کوچک اندازه که در سده هجدهم بر روی عاج مدال و گردنبند با ابرنگ نقاشی می شد.
برخلاف هنر اروپایی نقاشی ایران دو بعدی بوده نه سه بعدی و پیوند ژرفی با ادبیات کلاسیک (فارسی) داشته و دارای خصوصیات متمایزی بوده است.  نقاشی ایرانی انعکاس طبیعت و ثبت واقعی ان در اندازه های کوچک نیست بلکه عالمی است خیالی و تخیل گرا که در تلاش برای رسیدن به معناست.
باستان شناسان و پژوهشگران با کشف تصاویر حک شده بر روی صخره نگاره ها قدمت هنر ایرانی را قبل از دوران نوسنگی(هزاره هفتم ق.م) تخمین زده اند.البته عمر واقعی این صخره نگاره ها هنوز به طور دقیق مشخص نیست . از کهن ترین اثار یافت شده در این دوران می توان به تصاویر منقوش یا شیوه کاملا ساده و ابتدایی با رنگ های سیاه یا زرد و گل اخری بر روی دیواره  و غار های منطقه کوه دشت لرستان و هم چنین تصاویر انسان و صحنه های جنگ و شکار و حیواناتی مانند بز کوهی، اسب ،گوزن، سگ اشاره کرد.
 
 
 
 
سیر تاریخی مینیاتور ایرانی به گذشته‌های دور پیش از ظهور اسلام می‌رسد اما می‌توان گفت زمانی که ایرانیان توانستند در قرن سوم هجری قمری به دربار عباسیان وارد شوند نقاشی ایران پس از یک دوره رکود جانی دوباره گرفت.
مینیاتور ایرانی در واقع نقاشی ایران پیش از ظهور اسلام است که با عرفان و تفکرات اسلامی ادغام گردید وراهی شد برای ظهور جلوه‌های الهی. آثار مینیاتور نفیسی در دوره عباسیان خلق شد که متأسفانه بخش عظیمی از این آثار در طی حملات مغول در سده‌های هفتم و هشتم از بین رفت.
در دوره ایلخانیان که اوضاع کشور به آرامش نسبی دست یافت گام‌هایی در راه پیشرفت هنر برداشته شد من جمله تأسیس ربع رشیدی در شهر تبریز پایتخت آن زمان که مکانی مناسب جهت بروز استعدادهای هنرمندان و خوشنویسان و دانشمندان گردید.
کارگاه‌هایی برای خلق نسخ خطی و مصور سازی آنها در ربع رشیدی وجود داشت. مکتب تبریز در این دوران به اوج شکوفایی خود رسید وآثار برگزیده‌ای همچون شاهنامه فردوسی و شاهنامه دموت در این دوران خلق گردید. با گذشت زمان مینیاتور ایران دستخوش تغییرات زیادی شد و مکاتب گوناگونی با خصوصیات خاص خود شکل گرفت.
 
 
 
استفاده از قوس اسپیرال در خطوط نگاره و ترکیب بندی ان
خطوط مدوری را که از یک نقطه اغاز می شود و به صورت مارپیچی تداوم میابدقوس اسپیرال یا حلزونی می نامند.این خطوط در نقاشی ایرانی معانی الهی دارد.در ادبیات و هنر نقطه دارای مرتبه ای  بلند و جایگاه اول است و تمثیلی از سراغز خلقت که همانا یکتای عالم است یکتایی که اغاز و پایان هر چیز از اوست.
حرکت از نقطه اغازین قوس اسپیرال به سوی بالا و بالعکس بیانی است از چرخش همیشگی موجودات هستی به دور خالق توانا و بازگشت به او استفاده از قوس اسپیرال در نقاشی ایرانی به اندازه ای مهم و اساسی است که حتی در ترکیب بندی (کمپوزیسون)محل قرار گیری نقوش(خصوصا پرسوناژها)بر روی چرخش این قوس قرار دارد. به کارگیری وسیع این خطوط در جای جای نگاره  چه به صورت کامل و چه به شکل قوس های کوچک بیانگر تاکید هنرمند در شهادت دادن به وجود یگانه ی هستی است به این ترتیب هنری زمینی به هنری قدسی و جایگاه های الهی دست می یابد این باور هنرمندان گذشته و حال را بر ان داشته تا در هنگام ترسیم نگاره بدون وضو کار نکنند.
به تصویر کشیدن طبیعتی مثالی
در نگاره های شرقی طبیعت همیشه بهار بوده و درخشش افتاب از همه سو به چشم میخورد همواره گل ها و گیاهان و درختان سرسبز پوشیده از شکوفه و میوه اند.هنر مند شرقی ان گونه ژرف اندیش و عمیق است که در بیان یک گل بدون کمترین خود نمایی و با ساده ترین نگاه ان را بیان می کند.همانند اروپاییان برای به تصویر کشیدن طبیعت از یک منظر و یک جهت به ان نگاه نمی کند بلکه ازادانه و بدون هیچ قید و بندی شاهین خیال را به پرواز درمیاورد. چه در نگاره و چه در تذهیب تمثیلی ازبهشت را بر روی زمین می داند و ان را جاودانگی مطلق و پایدارتصویر می کند و اشاره به حضور خداوند یکتا دارد.
 
استفاده از نمادها و سمبل ها
هر گاه نگاره های ایرانی در کنار لیلی اهویی را دیدی مطمین باشید که هنرمند مجنون را باهیبت و مثال به تصویر کشیده است یا جدال گوشت خوار و حیوان گیاه خوار هم چون جدال بین خیر و شر معنای تمثیلی دارد ..سیمرغ نماد عقلانیت و قدرت ؛ققنوس مظهرنابودی منیت و پلشتی روح و زاده شدن پاکی و زیبایی درونی برای رسیدن به وصال حضرت دوست ؛ پرواز پرنده نماد از عروج روحبه جهان بالا و به پرواز در اوردن روح و جسم خاکی پی کشف حقایق معنوی
حیوانات افسانه ای
هما (سیمرغ) سمبل خوشبختی و سعادت است. سیمرغ در نقاشی و ادبیات ایرانی از اهمیت خاصی برخوردار است در ادبیات حماسی سیمرغ نماد خرد و مداواست. بنا بر روایات منطق الطیر عطار جمعی از مرغان برای رسیدن به حقیقت والایی روح عزم کوه قاف کردند اما به دلیل سختی راه و نداشتن خلوص، در پایان تنها سی مرغ مخلص باقی ماندند و به کمال و قرب الهی دست یافتند.
دیو و اژدها نماد نفس پلید هستند.
در مقابل دیو پری و در مقابل اژدها سیمرغ نقش می شود.
جنگ سیمرغ و اژدها نمادی است از مبارزه همیشگی روشنایی و تاریکی دانایی و جهل و حق و باطل
اهریمن تمثیلی از غایت زشتی و پلیدی است.
مرگ جداشدن از جهان  مادی و رسیدن به حقیقت و جاودانگی
مکتب در نگارگری
در نگارگری واژه ی مکتب برای مشخص شدن شیوه ی عملکرد گروهی هنرمندان در ادوار مختلف به کار می رود مکاتب هنری در ایران طی سده های هفتم تا دوازدهم هجری (سیزدهم تا هجدهم میلادی) پدید امده اند.
واژه ی مکتب به شیوه ی هنری شخص اطلاق نمی شود. به عنوان مثال نمی توان گفت مکتب بهزاد یا رضا عباسی زیرا پیدایش مکتب همواره بر پایه همجواری گروهی از هنرمندان در محیطی جغرافیایی پدیدمی اید. در واقع هرگاه از مکتب اصفهان یا شیراز سخن می گوییم به تغییر و تحولات و روند هنری این دو شهر اشاره داریم. بنابر این واژه ی مکتب نه برای شیوه هنرمند بلکه برای گروهی از هنرمندانکه تحت تاثیر باورهای بومی با شرایط سیاسی در محیطی جغرافیایی به خلق اثار خود می پردازند استفاده می شود.
مکتب شیراز
مکتب شیراز را می‌توان در دو دوره بررسی کرد. دوره اول سدهٔ هشتم هجری قمری و دیگری سده نهم هجری قمری. دوره اول همزمان با رونق نگارگری در تبریز بود. یکی از دلایل شکوفایی هنر نگارگری در سده هشتم شیراز را می‌توان بر کنار ماندن این منطقه از حملهٔ مغولان دانست. از معروفترین آثار آن دوران نگاره‌های ورقه و گلشاه می‌باشد.
دوره دیگر مکتب شیراز یعنی قرن نهم هجری قمری با حمایت نوادگان تیمور اسکندر سلطان و ابراهیم سلطان از هنرمندان، جانی دوباره یافت. در این دوران هنرمندانی از سمرقند وهرات به شیراز آمدند که باعث پختگی مکتب شیراز شدند. از مشخصه‌های نقاشی شیراز در اوج شکوفایی می‌توان به استفاده از رنگ‌های روشن و نقوش تزیینی و طراحی ماهرانه ‌تر پیکرها و قلم‌گیری ظریف صخره‌ها اشاره کرد. بهترین نمونه‌های نگاره‌های آن زمان نسخه‌ای از خاوران نامه به تاریخ ۸۸۲ هجری قمری و نسخهٔ جنگ اسکندر سلطان می‌باشد.
مکتب تبریز در دوران صفوی
سلسلهٔ صفوی را می‌توان دوران تحول تاریخی_فرهنگی و شکوفایی هنر ایرانی دانست. شاه اسماعیل صفوی اولین پادشاه این سلسله بود که نقش بسزایی در اعتلای هنر آن زمان ایفا نمود. از جمله کارهای مهمی که وی انجام داد می‌توان به بردن کمال‌الدین بهزاد و دیگر هنرمندان به تبریز و منصوب نمودن بهزاد به سمت کلانتر کتابخانه و رونق بخشیدن به کارگاه‌های سلطنتی تبریز اشاره نمود.
از مکتب تبریز دوران صفوی آثار ارزشمندی بجا مانده است از جمله شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی. این مکتب تأثیرات عمیق خود را بر نقاشی قزوین، مشهد، هرات، اصفهان و شیراز گذاشت و حتی می‌توان این تأثیر را بر نقاشی بخارا، هند و ترکیه نیز به خوبی مشاهده نمود.
مشخصه‌های نقاشی این دوران :طراحی قوی پیکره‌ها در حالات مختلف، پوشش‌های رنگین، ترکیب بندیهای استادانه، تزیینات معماری با نقوش هندسی و گیاهی، آسمان لاجوردی، ابرها و پرندگان زیبا
برجسته‌ترین هنرمندان آن دوران :سلطان‌محمد، آقامیرک، میرمصوّر، شیخ‌زاده، دوست‌محمد، دوست دیوانه، میرزاعلی فرزند سلطان‌محمد، میرسیدعلی فرزند میرمصوّر، مظفرعلی، خواجه‌عبدالصمد، خواجه‌عبدالعزیز، شیخ‌محمد، قدیمی، عبدالوهاب و …
 
مکتب قزوین
شاه اسماعیل‌دوم علی‌رغم کوتاهی‌هایی که در دوران سلطنت خود به بار آورد برخی از نگارگران تبریز، مشهد و شیراز را برای احیاء کتابخانهٔ سلطنتی و کارگاه مصورسازی به قزوین فراخواند و دستور ساخت نسخه‌ای از شاهنامه را به آنان داد. از جمله هنرمندان این شاهنامه: سیاوش گرجستانی، صادق بیگ‌افشار، علی‌اصغر کاشانی و میر زین‌العابدین و مراد.
اما در دوران سلطنت برادر شاه اسماعیل، محمد خدابنده، کارگاه‌های مصورسازی مجدداً از رونق افتاد این امر از طرفی سبب پراکنده شدن و مهاجرت مجدد هنرمندان از قزوین و از سوی دیگر موجب گرایش سایر هنرمندان به آثار کم هزینه و ساده گردید. بعد از خدابنده عباس میرزای هفده ساله به سلطنت رسید. وی چهل و دو سال حکومت کرد. او به معماری و شهرسازی و نقاشی اهمیت زیادی می‌داد و هنرمندان را حمایت می‌کرد. از جمله کارهای مهم او منصوب نمودن صادقی بیگ افشار، شاعر و نقاش مجرب به سمت مدیر کتابخانهٔ سلطنتی بود. آثار مهم آن دوران شاهنامه قوام، شاهنامه قاسمی و کتاب احسن الکبار
می‌باشد.
مکتب اصفهان
اواسط سده یازدهم، همزمان با انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان، هنرمندان قزوین و سایر شهرهای مهم به این شهر روی آوردند. علاوه بر رونق کارگاه‌های نقاشی، دیوارنگاری برای تزیین کاخها و عمارت‌ها رواج فراوان یافت. در دوران سلطنت شاه عباس عواملی همچون انتقال ارامنه جلفا به اصفهان و گسترش روابط سیاسی و تجاری به کشورهای اروپایی و هندوستان باعث شد برخی خصوصیات نقاشی غرب به نقاشی ایران راه یابد. حتی بعضی نقاشان اروپایی به دربار اصفهان آمدند از جمله لوکاس وان سولدو، فیلیپ آنجل و لوکار.
در این دوران علاوه بر کتاب آرایی و دیوارنگاری و رقعه که منحصراً توسط دربار حمایت می‌شد سفارشاهایی از جانب تجار و متمولین به هنرمندان نقاش ارجاع می‌گردید که این عامل خود سبب رونق رقعه سازی با هزینه‌های مختصر شد. شاخصه اینگونه آثار استفاده کمتر از رنگ‌ها و حتی تنها طراحی با پس زمینه چند شاخ و برگ و ترسیم خطی، مقداری ابر بدون رنگ آمیزی.
موضوعات: پیکر شاهزادگان، نجبا زن و مرد جوان که خود عاملی شد برای رونق چهره سازی و توجه بیشتر به طراحی اندام انسان‌ها و در نتیجه رعایت دقیق‌تر تناسبات و شبیه‌سازی. معروف‌ترین نقاش این دوره رضا عباسی بود. از میان نسخه‌های مصور و رقعه‌هایی که تحولات نقاشی مکتب اصفهان را نشان می‌دهد می‌توان به کتاب عالم‌آرای شاه‌اسماعیل و کتاب ابومسلم‌نامه اشاره کرد که هر دو متعلق به موزه رضا عباسی می‌باشد.
 مکتب هرات
 
مکتب‌هرات ۸۳۰ قمری
شاهرخ فرزند تیمور پس از فوت پدرش (۸۰۷ ه. ق) در هرات به سلطنت نشست و تا سال ۸۵۰ هجری قمری در آنجا حکومت کرد. او پس از تثبیت موقعیتش به‌آباد سازی هرات و سایر شهرها پرداخت و فرصتی برای توسعه هنر فراهم کرد. مجمع التواریخ حافظ ابرو نمونه بسیار خوبی است که از مکتب هرات بجا مانده است.
 
همزمان با حکومت شاهرخ پسرش بایسنقر میرزا زبده‌ترین هنرمندان نقاش و صحاف و مذهب و خوشنویس را در کارگاه کتاب آرایی خود گرد هم آورد. از آنجا که بایسنقر میرزا خود ادیب و خوشنویس بود با حمایت‌های خویش گامی مؤثر در اعتلای مکتب هرات برداشت. دو نمونه از آثار برگزیده آن زمان کلیله و دمنه و شاهنامه بایسنقری می‌باشد.
 
از هنرمندان نگارگر آن زمان می‌توان به مولانا علی و مولانا قیام‌الدین و امیرخلیل اشاره نمود. از دیگر آثار مکتب هرات معراج نامه میرحیدر می‌باشد که در کتابخانه ملی پاریس نگهداری می‌شود.
در نیمهٔ سده نهم هجری قمری پس از فوت شاهرخ تا به سلطنت رسیدن سلطان حسین بایقرا (۸۷۲ ه. ق) فعالیت هنرمندان دچار رکودشد. سلطان حسین پس از به سلطنت رسیدن به کمک وزیر دانشمند و ادیب خود میرعلی شیر نوایی& هنر مندان و ادیبان بزرگ را در دربار خود گردهم آورد و باعث اوج‌گیری فعالیت‌های هنری و ادبی شد.
از هنرمندان آن دوره می‌توان به امیر روح‌الله میرک شاه مظفر و کمال الدین بهزاد اشاره کرد.
ازهزاره هاي پيش از ميلاد، استقاده از نقوش پرندگان و گل ها برروي آثاري چون سفالينه ها و ديوارنگاره ها رايج بوده و در سير تحول خود در دوره اسلامي، نقوش ظرافت و كمال يافته تاگل و مرغ به عنوان طرحي اصيل در هنرها جايگاه خاصي داشته باشد. باتوجه به اين سابقه كهن در فرهنگ و هنرهاي ملي اين سبك وشيوه درتمام رشته هاي هنرهاي سنتي به كارگرفته شد.
گل و مرغ در سنت هنري نقش پردازي ايراني، از شاخه هاي هنر نگارگري به شمار مي رود. مجموعه اي از هنرهايي چون نقاشی مینیاتور ، تذهيب، گرفت و گير (تشعير)، گل و مرغ، گل و بوته و ... که شيوه هاي برآمدن و باليدن آن به گونه اي بنيادي با هنرهاي ديگري چون خوشنويسي و به ويژه کتاب آرايي در پيوند بوده است. در حقيقت اين هنرها زمينه هاي جلوه گري و پويايي نگارگري را در همه شاخه هاي آن فراهم ساخته اند.
 
جلوه هاي پرنده و مرغ در هنر ايراني پيشينه اي دراز دارد، پيشينه اي که به گونه اي بنيادي از فرهنگ ايراني مايه گرفته است. سيمرغ برجسته ترين نمونه ي پرنده ي نمادين در فرهنگ و هنر ايراني است، درهم پيوسته با گياه و رستني و زايش آن، اين پرنده که در روايات اسلامي "عنقا" ناميده مي شود همان "سين مورو"ي پهلوي است.خوي ايزدي سيمرغ از ميان نامه هاي فارسي در هم پيوسته با فرهنگ ايراني پيش از اسلام بيش از هر جاي ديگر در شاهنامه نمودار شده است. به گواهي شاهنامه سراسر زندگي خاندان رستم با اين پرنده اسطوره اي پيوند خورده است و در همه جا سيمرغ به گونه اي شگفت انگيز گره گشايي مي کند. جايگاه نمادين پرندگان به سيمرغ منحصر نمي شود بلکه در منطق الطير عطار، به خوبي صفات و شخصيت هاي متفاوتي را که هر پرنده نمادي از آن است بيان کرده است.
 
دگرديسي مفهوم نمادين سيمرغ در فرهنگ اسلامي و چگونگي گذر آن از نقش مايه هاي اساطيري به قلمرو صورت هاي مثالي در انديشه هاي سهروردي (587-549) روشن ترين، فشرده ترين و شيواترين بيان خود را باز مي يابد. سهروردي که مي کوشيد تا انگاره هاي فرهنگ ايراني پيش از اسلام را در پرتو مفاهيم فرهنگ اسلامي بازخواني کند به گونه اي سامان مند و برپايه ي بن انگاره هاي نگرش اشراقي، در بازخواني تاويل گرايانه ي داستان هاي شاهنامه که از ديد او نشانه هاي حکمت ايرانيان باستاني در آن موج مي زند، سيمرغ را به جايگاهي بر مي کشد که جلوه گاه پروردگار است. نخستين جلوه هاي پرنده و مرغ در کتاب نگاري به دوره اي بر مي گردد که در سنت تاريخ نگاري هنر ايراني دوره اسلامي مکتب بغدادناميده مي شود.
قلم گیری در نگارگری ایرانی
موسیقی خطوط و هماهنگی ان ها نمود لطافت و زیبایی در عین سادگی است قلم گیری های یک نگاره نتیجه ساختاری مستحکم و خصوصیاتی بی نظیر چون سیالی و روانی (نرمی) کلفتی و نازکی خطوط است.این ساختار بر پایه ی اندیشه و اگاهی استوار شده و از خصوصیات نگاره های ایرانی محسوب میشود.
 
نگارگری دوران صفوی
دوران صفویه از درخشان ترین ادوار هنر اسلامی ایران است. دستاوردهای نگارگری مکتب هرات و کمال الدین بهزاد در این دوره به اوج می رسد و سپس به ظهور مکتب اصفهان ، هنر نقاشی برای همیشه از قید کتابت رها شده و مستقل می گردد.
شاهنامه طهماسبی شاهکاری فاخر از هنر
نگارگری ایران
تصویری از صفحه ای از شاهنامه طهماسب
که ماجرای توطئه قتل خسروپرویز پادشاه
ساسانی را شرح می دهد.
 
نگارگری عثمانی
تصویر نقاشان نگارگری عثمانی
نگارگری عثمانی گونه‌ای از هنر در امپراتوری عثمانی بوده که به نگارگری ایرانی شباهت و نزدیکی دارد به طوری که می‌توان گفت از نگارگری ایرانی تقلید شده است.[۱] و همچنین تأثیراتی از هنر چینی دارد. این هنر همراه با تذهیب، خوشنویسی، کاغذ ابری و صحافی کتاب است. از تصاویر برای توصیف بهتر جملات و مضامین استفاده می‌شد. نقاشان در کارگاهی برای نقاشی جمع می‌شدند.
رنگ‌ها توسط رنگدانه‌های طبیعی مخلوط می‌شد و با افزودن پودر سفیده تخم مرغ و بعد از آن با مخلوط شدن با صمغ عربی رقیق می‌گشت. به این ترتیب رنگهایی با خلوص بسیار بالا و درخشان بدست می‌آمد.
در این نوع سبک پر استفاده‌ترین رنگها، رنگ‌های قرمز روشن، قرمز مایل به زرد، آبی و سبز بوده است. ‌ریشه‌یابی یا عمیق‌نگری در نگارگری عثمانی بسیار متفاوت است و می‌توان گفت هدف نگارگران همین عمیق‌نگری بود نه به تصویر کشیدن انسان یا چیزهای دیگر، زیرا آنان دنیا را با جهان‌بینی متفاوتی می‌نگریستند. آنها بر اساس جهانبینی عرفانی به دنیا می‌نگریستند و دنیا را خالی از ارزش و نابود شدنی اما مفید برای بیان دیدگاه‌های خود می‌دانستند.


نظرات



برای ارسال دیدگاه باید وارد حساب کاربری خود شوید.
برای ورود به حساب کاربری خود اینجا کلیک نمایید.